فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

20

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

وصف أمير المؤمنين حسن رضى اللّه عنه چون نيشكر قامت على كه در باغ امامت مستعلى بود ، شكسته گشت و در علم كه در فضاى خلافت مفتوح بود . بسته شد ؛ نبات حسن اكبر السّبطين أمير المؤمنين ابى محمّد الحسن - رضى اللّه عنه - به مذاق خلافت موافق و وجود با جودش « 1 » مسند ( 11 - ر ) امامت را لايق بود تا به سيرت حميده و سنّت حسنه « مدّة الخلافة بعدى ثلثون سنة » ، به سر آورد و از مراد خود گذشته ، مراد ديگران را برآورد . جود عزيز و كرم عديم النظير آن سبط جواد بر عالميان لايح گشت و معجزهء « انّ إبني هذا سيّد ، و لعلّ اللّه ان يصلح به فئتين عظيمتين « 2 » من المسلمين » ، همگنان را واضح شد . چون مذاق زندگانيش به زهر قتّال ادانى وداع لذّت حيات فانى كرد ، جهت اقامت حقوق امامت و طلب ادامت امن و استقامت أصغر السّبطين اكبر الشّهداء و الخافقين أمير المؤمنين ابى عبد اللّه الحسين - رضى اللّه عنه - در مقام مبارات بغات قيام نموده و جهت دفع فرقه « ثمّ يكون بعد ذلك ملكا عضوضا » ، كه بسى ماه [ و ] « 3 » سال ، صبح كاذب آسا رايت ايالت بر افراشته و پايهء سلطنت را به دست و دندان نگاه داشته بودند ، از مكّهء مباركه به ارتحال صوب عراق اقدام فرمود ، مهيّجان مواد كرب و بلا در دشت كربلا آن ريحانهء مصطفى را - صلّى اللّه عليه و سلّم - سر چون شكوفه « 4 » بر شاخ نيزه برآوردند و ايّام جليل البركات آن امام را از شنايع حركات به سر آوردند . آن دو سيّد شهيد از جور ظلم هر پليد « بلّغهم اللّه ما يستحقّونه و يزيد » ، مقتداى شهدا و پيشواى سعدا شدند - رضى اللّه عنهما و عن ابيهما و عن محبّيهما اجمعين . ابيات ( 11 - پ ) آن دو سبط بلند رتبت را * آن دو خورشيد اوج قربت را دشمنانش الم رسانيدند * زهر و تيغ ستم رسانيدند آن دو ريحان باغ پيغمبر * آن دو چشم و چراغ پيغمبر

--> ( 1 ) . F : وجوش . ( 2 ) . K : « عظيمتين » ندارد . ( 3 ) . KP : ندارد ، با توجّه به فحواى عبارت افزوده شد . ( 4 ) . K : شكوفه + را